بــهـمـنـی اگر در همین لحظه بتواني در سکوت باشي..

بهمنی

نـاشـر

اگر در همین لحظه بتواني در سکوت باشي و از زندگي در پیرامون و درونت آگاه باشي، خوشبخت خواهي بود.
پرندگان مي خوانند ، باد مي ورزد، درختان خوشحال اند، آسمان خوشحال است، همه در هستي خوشحال است جز تو.
هستي خوشبختي و سعادت است، جشني ابدي است، به هستي نگاه کن!
هر درختي در حالت جشن است، هر پرنده اي در حالت جشن است، به جز انسان، همه چیز در حالت جشن است.
کل هستي یک فستیوال است ، یک فستیوال دائمي و هميشگي.
هیچ غمي ، هیچ مرگي ، هیچ رنجي در هیچ کجا جز در ذهن انسان وجود ندارد. در مورد ذهن انسان چیزي غلط وجود دارد،نه در مورد هستي.
در تو خطایي هست ، نه در موقعیت.
چرا انسان خوشبخت نیست؟
هیچ حيواني چنین ناشاد نیست، هیچ پرنده اي چنین ناشاد نیست،
هیچ ماهي اي چنین ناشاد نیست که انسان هست.
چرا انسان این قدر ناشاد است؟
زيرا انسان در آرزوي خوشبختي است و پرندگان حال خوشحال اند؟
درختان همینک شاداند.
انسان خوشبختي را آرزو مي کند، هیچگاه در اینک اینجا شاد نیست. همیشه در آرزوي خوشبختي است و همچنان از دستش مي دهد.
خوشبختي اینجا است.
در تمام پیرامونت در حال روي دادن است.
بگذار وارد درونت شود. بخشي از هستي باش.
به آینده نرو. هستي هیچ گاه به آینده نمي رود، فقط ذهن مي رود.
من این را مدیتیشن مي نامم: اینجا بودن، نرفتن به آینده.
جاه طلب نباش ، تمام آرزوي زندگي را بکش، خوشبختي را آرزو نکن و بعد خوشحال خواهي بود و هیچکس نميتواند خوشي تو را نابود کند.
آنگاه ناشاد بودن براي تو غیر ممکن خواهد بود و بعد تو بي مرگ ميشوي و زندگي ابدي بر تو رخ ميدهد.
در واقع پیشاپیش رخ داده است اما تو آگاه نیستي.
آنگاه خشنود مي شوي ، بدون جاه طلبي، خشنود مي شوي.
 
بالا